خیلی خوب...دوباره سلام....این ترول رو همون اوائل که شروع کرده بودم ترول میساختم درست کردم....یه جورایی هم تقلیدیه...ولی با اونی که ایدشو گرفتم زمین تا اسمون فرق میکنه....خوب...یه اتفاقی افتاد امروز که باعث شد این ترول رو بزنم....ظهر که از مدرسه داداش جان مانی من و زاگرس رو رسونده بود خونه...بعدش من و مانی منتظر بودیم تا زاگرس بره خونشون و در روببنده تا مام بریم خونه خودمون..اخه زاگرس اینا خونشون دو سه تا خونه ازمون فاصله داره....سلامتی زاگرس از سلامتی من برای خونوادمون مهمتره...اخه خیلی پسر خوبیه...خیلی خوب...تا زاگرس خواست در خونشونو ببنده سر نبش کوچمون یه صدای ترمز شدید و ..گومممممممممم....یه برخورد...برگشتیم دیدیم یه موتوری زده به یه ماشین...دو تا پسر بودن سوار موتور یه کم از من و زاگرس بزرگتر....آخه توی شهرما پسرا خیلی خیلی زودتر از سن قانونی موتورسواری یاد میگیرن..یکیشونم من...خوب...خیلی تصادف بدی بود...خیلی پسرا روی زمین کشیده شدن...موتورشون که قوطی شد...یکیشون کاملا بی هوش یکیشون یه کم بلند شد و راه رفت ولی اونم بی هوش شد...خیلی زود شلوغ شد...تنها کاری که من کردم این بود که دمپاییاشونو گذاشتم کنار موتورشون...زود پلیس اومد...زود اورژانس اومد....بردنشون...زنعموجان و مامان خاله خیلی اذیت شدن....کلی زنعموجان دعوام کرد که دیگه حق ندارم سوار موتور بشم....بچه ها تصادف رو از نزدیک ببینین خیلی از دیدن کلیپ تصادف یا تصادف توی فیلما ترسناکتره....خدانکنه...خیلی ترسناکه..بچه ها هیچکس از عجله به جایی نرسیده...موتورسوارین...راننده ماشین هستین...دوچرخه سوارین..حتی پیاده این....توروخدا مواظب خودتون و دیگران باشین....وختی از خونه میرین بیرون خیلیا منتظرن تا شما دوباره سالم برگردین...البته اینا رو که میگم با خودم هم هستم....خواهش میکنم مواظب باشین....اتفاق همیشه برای دیگران نمیفته....هانی هستم...
نظرات شما عزیزان:
yousef 
ساعت22:44---27 دی 1394
سلام ملیکا خانوم گل..خیلی عزیزی که هر بار میای سلام میکنی...مرسی من خوبم ایشاالله همیشه اینجوری شاد و خندون باشی...
سلام داداش گلم هانی...داداشی من حواسم بعضی موقع نیس تا به همه سلام بدم مخصوصا به ملیکا خانوم که من شرمنده اش شدم اولش سلام بدم...
راسی از اینجا سلام میکنم به آجی سارا ملینا ملیکا و داداشای خوشگلم زاگرس آریا آرین و داداش همیشگی خودم هانی ...خیلی دلم برای همتون تنگ شده..مخصوصا برا اون همشهریای عزیزت که آجی سارا و داداشام هستن که همیشه چشم براهشون موندم تا دوباره بیان اینجا نظر بدن..
.gif) .gif) پاسخ:آره یوسف پرنسس ملیکا و خواهرش ملینا و دوستاشون خیلی با معرفت هستن...صداقت رو خیلی راحت از نوشته هاشون متوجه میشم....دوستای منم حتما میان...سارا که الان رفته واحد عملی دندانپزشکی پاس کنه...وبلاگ میاد ولی میگه تا به همراه داداشش زاگرس کامنت نده یه کلمه هم نمینویسه...آریا آرین هم نیست خییییلی درس خونن...بعد امتحاناشون میان...خبرشونو دارم که هرروز زمین فوتبال نیستن...ههههههههههه
|